در محتوای سایت جستجو کنید
و مطالب مورد نظر خود را بیابید!

ترجمه «موضوع» محور (Translation Topic-oriented) کتاب ترجمه «موضوع» محور (Translation Topic-oriented) حاصل مجموعه تلاش های دو ساله نگارنده است که برای پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه فردوسی مشهد دفاع شده و اکنون پس از توصیه های فراوان و موکد پروفسور جناب آقای دکتر نادر جهانگیری برای چاپ در قالب کتاب به ثمر نشسته است. […]

ازدواج عاقلانه، زندگی عاشقانه! هر یک از غرایض انسانی به جای خود و به اندازه متعادل خود نیکوست! احساسات یکی از نعمت های بی بدیل الهی بوده است. احساسات گرچه در جای خود بسیار نیکو و پسندیده است، ولی در زمان های خیلی حساس شایسته تر همان بوده است که کاملاً تحت کنترل بوده و […]

ما از خطه ی خورشید، خورشید زاده ایم! ما ساکنان قدیم سحرگاهانیم، تاریکی را همزاد خود ندانسته ایم! ما از نیمه شب عبور کرده و منتظر طلوع بارانیم! روزی ز عرش اعلی، خورشید را باران خواهیم شد! چونکه ما خورشید باران از ازل رقم خورده ایم! ما تمامی طلوعیم، غروب در اندیشه ی ما بی […]

چاپ کتاب هایتان را به انتشارات نخعی (عان) بسپارید تا در کمترین زمان ممکن و با قیمتی باور نکردنی به زیور چاپ آراسته گردد! انتشارات نخعی (عان) در خدمت تمامی نویسندگان سراسر گیتی است. انتشارات نخعی (عان) ناشر بین المللی آثار بدیع در جهان اسلام تلفن های تماس با مدیر مسئول انتشارات نخعی (عان): ۰۹۱۵۴۱۵۶۴۱۱ […]

بایگانی برای دسته "عشق و عرفان شیعی"

روح خدا به خدا پیوست!

بدون نظر

السلام علیک یا روح الله! روح خدا به خدا پیوست، دیدگان ما به دریا پیوست! آن ابر مرد تکرار ناپذیر، نوشیده از می تاکستان غدیر! او که فرا زمانی و فرا مکانی بوده، جاودانه و پایدار و مانایی بوده! آفتاب انوار اندیشه هایش باقی، می خورد آب ز سرچشمه وفادار ساقی! مشرق شرق آفتاب بود […]


از کجا می آورید این دل شکسته پلاک ها؟!

بدون نظر

از کجا می آورید این دل شکسته پلاک ها؟! از کجا می آورید این دل شکسته پلاک ها؟!، از ژرفای صدف شرم زمین یا ز اوج عرش ها؟! ای وای بر من که هنوز لاله می کشید از دل زمین ها!، وانهاده های زرین ز گنجینه های نهان ها، شاید که ز بهر زمینیان شهاب […]


کبوتر دلم دانه می خواهد!

بدون نظر

کبوتر دلم دانه می خواهد، آهوی رمیده ام آشیانه می خواهد! به رافت پناه بر رضا (ع) آورده ام، ز فیض رحمتش به دعا آمده ام! گر نمی بود رووف، دعوتم کجا بودی، ز بی سر و پایی ام کجا سودی؟! دل من به بند غربت گرفتار است، گره گشایی بندم به لطف خود یار […]


مولا حسین جان! ای همای رحمه للعالمین! جلوداری علی اکبر (س) کردی!

بدون نظر

مولا حسین جان! ای همای رحمة للعالمین! جلوداری علی اکبر (س) کردی! مولا حسین جان! ای همای رحمة للعالمین!، از چه سبب جلودار علی اکبر (ع) گشتی از انتقام اهل کین؟ چه بغض ها که در گلوی شبیه ترین فرد به رسول الله (ص) از نظر اخلاقی، رفتاری، گفتاری و آفرینشی نخشکید! چه غمها که […]


محمد (ص) آمد و گلها شکفتند!

بدون نظر

محمد (ص) آمد و گلها شکفتند! محمد (ص) آمد و گلها شکفتند، شکوفه ها عرشی بهم تبریک گفتند! محمد (ص) آمد و خیر البشر شد، تمام ذرات هستی از رحمت با خبر شد! محمد (ص) آمد و جهان گردید موجود، وجود اندر وجود اما اوست ذی جود! محمد (ص) آمد و عطر خوش رسالت، با […]


چرا تاسوعا را تاسوعا نامیدند؟

بدون نظر

چرا تاسوعا را تاسوعا نامیدند؟ همان گونه که از نام «تاسوعا» بر می آید، این واژه هم ریشه کلمه «تسع» یا «تاسع» عربی است به معنی عدد و شماره «نه». یعنی روز نهم محرم را تاسوعا گویند، اما فلسفه نام نهادن این روز به تاسوعا این است دشمن در روز تاسوعا حلقه محاصره را تنگ […]


در یم عشق اگر غوطه ور گردیدی، نیک بدان «نافذ البصیرة» چون قمر (ع) گردیدی!

بدون نظر

در یم عشق اگر غوطه ور گردیدی، نیک بدان «نافذ البصیرة» چون قمر (ع) گردیدی! در یم عشق اگر غوطه ور گردیدی، نیک بدان «نافذ البصیرة» چون قمر (ع) گردیدی! قامت سروگون پیکرت تمام «نور ولایت» گیرد، با تمام سرداری و یلی لشکر مقامت اوج «سقایت» گیرد! ذره ذره جسم پاکت چشم گردد چشم چشم، […]


مولا حسین جان! ای همای رحمه للعالمین! جلوداری عباس شیر دلاور حیدار کرّار (س) کردی!

بدون نظر

مولا حسین جان! ای همای رحمة للعالمین! جلوداری عباس شیر دلاور حیدار کرّار (س) کردی! بنازم رحمت بی کران الهی، جلّت عظمته!، بنازم «رحمة للعالمین» (ص) را!، بنازم شیر بیشه مردانگی را، امیر المؤمنین (ع) شیر خدا را!، همان پیغمبری (ص) که هیچگاه نکرد نفرین، همه خیر امتش خواست و رستگاری دین! همان قلعه گشای […]


ما «ولایت» را خدایی بوده ایم!

بدون نظر

ما «ولایت» را خدایی بوده ایم! ما «ولایت» را خدایی بوده ایم!، از «ولایت الهی» کی جدایی بوده ایم؟! دم به دم گر می زنیم از کیمیای «ولایت» بس جلی، ریشه دارد این طوبی زیبا در یکتای واحد احدی! نعمتی والاتر از این گوهر «ولایت» نیست، نیست!، هر که نامش «ولی» ما می نهیم از […]


خدا! از بستر مرگم جدا کن!ٍ، به مرگ عشق خودت مبتلا کن!

بدون نظر

خدا! از بستر مرگم جدا کن!ٍ، به مرگ عشق خودت مبتلا کن! خدا! از بستر مرگم جدا کن!ٍ، به مرگ عشق خود سخت مبتلا کن! خدایا! طاقت دوری ندارم!، مباد به بالین مرگ سر گذارم! چو از تکلیف تکلیفم نمودی، به فضلت جمع کن بسترم بشادی! خودت دادی توفیقم در جوانی، به بستر زخمی مانم […]


یابن الحسین (ع، عج)! نکند ما هم تِرِمّا باشیم!

بدون نظر

یابن الحسین (ع، عج)! نکند ما هم تِرِمّا باشیم! یابن الحسین (ع، عج)! نکند ما هم تِرِمّا باشیم!، نالایق همراهی یوسف زهراء (س) باشیم! کی رسد به اوج قله رفیع معرفت رسد عرفان ما؟!، تا که واقف شویم امر امام زمان (عج) مان تمام اولویت هر زمان ما! زن و بچه، عیال و آذوقه نگیرد […]


ز هر تعلق برهانم مولا جان!

بدون نظر

ز هر تعلق برهانم مولا جان! ز هر تعلق برهانم مولا جان! به هر مقام که خواهی برسانم مولاجان! عمری است که از کودکی «یا علی» (ع) گفتم، «یا علی» (ع) به هزاران زبان جلی گفتم! به «علی» (ع) قسم به «علی» (ع) بخشم!، گرچه نالایقش چو خاک کف کفشم! به یک باره اندیشه ام […]


عشق یعنی …!

بدون نظر

عشق یعنی …! عشق یعنی جنبش و جوش و خروش، عشق یعنی سیلی جانانه بر مرداب خموش! عشق یعنی حرکت، پویایی، سرور و سروش، عشق یعنی جان دادن بهر جانان بی منت و جوش! عشق یعنی گستره دیده را دریایی شدن، عشق یعنی محو جمال زیبایی شدن! عشق یعنی از خرک عقل پرّان شدن، عشق […]


از ازل دل به دریا سپرده ایم!

بدون نظر

از ازل دل به دریا سپرده ایم، عاشقیم و عشق به زهرا (سلام الله علیها و آلها) داده ام! ذره ای از خاک پاک چادرش، شرحه شرحه سازد دل را به شاکرش! مادرا! ما کشته ی ان کوچه ایم، کشته ی عشقیم مقیم پشت ان در خانه ایم! کشته ایم لیک زنده تر از زندگان، […]


بر کتیبه دلم نقش “ولایت” می درخشد فروزان و پر خروش!

بدون نظر

بر کتیبه دلم نقش “ولایت” می درخشد فروزان و پر خروش! بر کتیبه دلم نقش “ولایت” می درخشد فروزان و پر خروش، کای صاحب نفس به تمامی ذرات به فدایش بسوز و بجوش! اقیانوس به اقیانوس سپاس بی کران یکتای بی همتا را الوهیتی، سر سلسله و سرآمد و احمد (ص) و خاتم و چشمه […]


تمام عالمت گر آینه گردد، خداوندت هزاران جلوه گردد!

بدون نظر

تمام عالمت گر آینه گردد، خداوندت هزاران جلوه گردد! کجاییم ما و عرفان الهی، به یک دیده چندین جلوه گری! چو گام اول دیدار عرفان است، کمال تقوا و تعالی ایمان است! رهی سخت و سنگلاخ است بسیار، بباید رهیدن از خود و پیوستن محض یار! همه وارستگان عارفند و عاشق، چو کامل شود این […]


نقطه قطع از اغیار، خداست، خدا!

بدون نظر

نقطه قطع از اغیار، خداست، خدا، لحظه ی وصل به دلدار، خداست، خدا! تا نگردی قطع کامل، اغیار پیداست، وصال حق در جلوه گری تمامی هویداست! در قطع است وصل و در وصل است قطع، سنت خدایی است نیک دانش به قطع! تسلط دل و اندیشه به حق چو کامل گردد، نوشیدن شهد وصال یار […]


تا به کی درد فراقت شرارم سازد؟

بدون نظر

تا به کی درد فراقت شرارم سازد، لحظه سالی گذرد و بی قرارم سازد؟ من همه دلخوشیم این باور است، “الیس الصبح بقریب” آینه بشارتم یاور است! گوئی آتشفشانی است می گدازد تنور دلم را، می سوزاند و می سوزد تمامی جدار وجود گلم را! طلوع طالع طلعت ذات نورانی ات گذشته از صبح صادقم، […]


عمری است که دنبال سحر می گردم!

بدون نظر

عمری است که دنبال سحر می گردم، عاشق شده و دنبال خبر می گردو! گرچه طولانی است شب بی یار و دوست، لیک آسان می گذرانمش تنها با نام اوست! لحظه سالی است ولی جمال دوست، می شود آینه ای تمام جلوه گر جمیل اوست! تلخی فراق را با عسل وصال آمیخته ام، این همان […]


سبزینه ی حضورت، مژده دهد ظهورت!

بدون نظر

سبزینه ی حضورت، مژده دهد ظهورت، ای وای بر غفلت من، نمی بیند نورت! کورم، کرم، گویی گشته ام لال، زمزم معرفتم گویی نگشته است زلال! کاش قطره بودم از خجالت، آب می شدم فرو در زمین برایت! شب و روز غرقم در هیاهو، غافل که هیچ چیز و هیچ کس نیستم ناجی جز او! […]


صفحه 1 از 3123