در محتوای سایت جستجو کنید
و مطالب مورد نظر خود را بیابید!

ترجمه «موضوع» محور (Translation Topic-oriented) کتاب ترجمه «موضوع» محور (Translation Topic-oriented) حاصل مجموعه تلاش های دو ساله نگارنده است که برای پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه فردوسی مشهد دفاع شده و اکنون پس از توصیه های فراوان و موکد پروفسور جناب آقای دکتر نادر جهانگیری برای چاپ در قالب کتاب به ثمر نشسته است. […]

ازدواج عاقلانه، زندگی عاشقانه! هر یک از غرایض انسانی به جای خود و به اندازه متعادل خود نیکوست! احساسات یکی از نعمت های بی بدیل الهی بوده است. احساسات گرچه در جای خود بسیار نیکو و پسندیده است، ولی در زمان های خیلی حساس شایسته تر همان بوده است که کاملاً تحت کنترل بوده و […]

ما از خطه ی خورشید، خورشید زاده ایم! ما ساکنان قدیم سحرگاهانیم، تاریکی را همزاد خود ندانسته ایم! ما از نیمه شب عبور کرده و منتظر طلوع بارانیم! روزی ز عرش اعلی، خورشید را باران خواهیم شد! چونکه ما خورشید باران از ازل رقم خورده ایم! ما تمامی طلوعیم، غروب در اندیشه ی ما بی […]

چاپ کتاب هایتان را به انتشارات نخعی (عان) بسپارید تا در کمترین زمان ممکن و با قیمتی باور نکردنی به زیور چاپ آراسته گردد! انتشارات نخعی (عان) در خدمت تمامی نویسندگان سراسر گیتی است. انتشارات نخعی (عان) ناشر بین المللی آثار بدیع در جهان اسلام تلفن های تماس با مدیر مسئول انتشارات نخعی (عان): ۰۹۱۵۴۱۵۶۴۱۱ […]

بایگانی برای دسته "ادبیات"

((درس عشق))

بدون نظر

((درس عشق)) درس((ق))می دادیاد بچه ها                   دردبستان خانم آموزگار واژه ها تکرار می شد یک به یک      قوری و بشقاب وقندان وقطار شادمان از درس تازه کودکی           روی کاغذ دزدکی چیزی نگاشت یک الف دنبال آن هم شین وقاف   خواند آن راعشق واعرابش گذاشت چون معلم دید آن مرقومه را                بی تامل […]


تو آدم نشوی جان پدر

بدون نظر

تو آدم نشوی جان پدر پدری با پسری گفت به قهر —– که تو آدم نشوی جان پدر حیف از آن عمر که ای بی سروپا —– در پی تربیتت کردم سر دل فرزند از این حرف شکست —– بی خبر از پدرش کرد سفر رنج بسیار کشید و پس از آن —– زندگی گشت به کامش چو […]


در قیدم و گمان که گرفتار نیستم

بدون نظر

در قیدم و گمان که گرفتار نیستم در قیدم و گمان که گرفتار نیستم —– دارم هزار زخم و خبردار نیستم گه سینه می خراشم و گه ناله می کنم —– یک دم ز شغل عشق تو بیکار نیستم جایی نمی روم ز گلستان کوی تو —– بوی گلم ، ولی به صبا یار نیستم […]


یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

بدون نظر

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام —– چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است —– میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟ شعر: مرحوم دکتر سید حسن حسینی ***** “نشر […]


این چه حجی است که ما می رویم؟

بدون نظر

این چه حجی است که ما می رویم؟ دل خوش از آنیم که حج می رویم —– غافل از آنیم که کج می رویم کعبه به دیدار خدا می رویم —– او که همینجاست کجا می رویم حج بخدا جز به دل پاک نیست —– شستن غم از دل غمناک نیست دین که به تسبیح […]


عاقبت نویسندگی (طنز)

بدون نظر

عاقبت نویسندگی مدتی بود پسر خواهرم را ندیده بود. بعد از حال و احوال پرسید:”خوب چه کار می کنید، خاله جان؟” گفتم:”چند وقتی رو به نویسندگی آورده ام.” پرسید:”تا حالا فروشی هم داشته اید؟” از نهاد دلم آهی بلند به بلندای برج میلاد کشیدم و گفتم:”بلی که فروختم! خوب هم فروختم! ظرف های مسی ام […]


کاریکلماتور

بدون نظر

کاریکلماتور – خبری که شنید آن قدر داغ بود که گوشش تاول زد. – با دل درد شدید شروع به درد دل کرد. – مقداری تنهایی خرید تا با آن شلوغی های افکارش را ترمیم کند. – وقتی در رویاهایم غرق شدم هیچ غریق نجاتی به کمکم نیامد. – چون در فضای باز درس می […]


امان از این گرانی … (شعر طنز)

بدون نظر

امان از این گرانی … رخ من همانند خزان است —– همه اجناس خدایا چه گران است شکر و قند و برنج و روغن —– بیشترش در سبد محتکران است سکه و ارز و طلای بسیار —– همه در کیسه اغیار نهان است هر کسی ساز دل خوش نوازد —– نه ز مهر و نه […]


قسمت نشد با تو کمی گفتگو کنم …

بدون نظر

قسمت نشد با تو کمی گفتگو کنم … قسمت نشد با تو کمی گفتگو کنم —– با این دل شکسته تو را روبرو کنم قسمت نشد که لحظه غمگین رفتنت —– با اشک ها مسیر تو را شستشو کنم از یادها گذشتی و در باد گم شدی —– باید تمام عمر تو را آرزو کنم […]


من از آن روز معلم شده ام ….

بدون نظر

من از آن روز معلم شده ام …. سخت آشفته و غمگین بودم… به خودم می گفتم: بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم میگیرند درس ومشق خود را… باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم و نخندم اصلا تا بترسند از من و حسابی ببرند… خط کشی آوردم، درهوا چرخاندم… چشم ها در […]


۸ راز نهفته زندگی انیشتین

بدون نظر

۸ راز نهفته زندگی انیشتین واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم، خودتان را با این هشت مورد،شگفت زده کنید! ۱- او با سری بزرگ متولد شد وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، […]


حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز

بدون نظر

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز ۱٫      در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند و گاهی اوقات پدران هم. ۲٫      در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. ۳٫       در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را […]


هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست

بدون نظر

هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست از کسانیکه از من متنفرند ممنونم ، آنها مرا قویتر می کنند .  از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم ، آنها قلب مرا بزرگتر می کنند .  از کسانیکه مرا ترک می کنند ، ممنونم آنان به من می آموزند هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست .  از کسانی که با من می مانند ممنونم ، آنان […]


معنای واژگانی غزل

بدون نظر

معنای واژگانی غزل غزل، واژه‌ای عربی است که دارای معنی‌های گوناگون لغوی مانند عشق بازی و سخن گفتن با زنان و نیز دوستی و گفت و شنود کردن با آن‌ها و حکایت کردن از جوانی است. «غزل از غزل (غََ) سَمَرِ دختران و حدی ایشان و مغازلت و عشق‌بازی با زنان، و آن شعری است […]


چند چیستان

بدون نظر

چند چیستان – آن چیست که یک سر و یک پا دارد؟ – آن چیست که خطرناک است، اما اگر وارونه شود، رام است؟ – آن چیست که سفید است، ولی برف نمی باشد، ریشه دارد، اما درخت هم نیست؟ – آن چیست که هم بچه دارد و هم تفنگ؟ – آن چه کلمه ای […]


آهنگ جدایی مرغ (طنز)

بدون نظر

آهنگ جدایی مرغ (طنز) مرغ ،آهنگ جدایی ساز کرد —– ناگهان از سفره ام پرواز کرد از فراقش قلب بشقابم شکست —– قاشق و چنگال من در غم نشست دید او فیش حقوقم را مگر؟ —– کاین چنین از پیش من بگرفت پر مرغکم رفتی تو از پیشم چرا —– کردی از پیش خودت کیشم […]


خـداونـد از نـگاه ملاصـدرا

بدون نظر

خـداونـد از نـگاه ملاصـدرا خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان اما بقدر فهم تو کوچک میشود و بقدر نیاز تو فرود می آید و بقدر آرزوی تو گسترده میشود و بقدر ایمان تو کارگشا میشود و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود و به قدر دل امیدواران گرم میشود […]


پیغام گیر شاعران قدیمی

بدون نظر

پیغام گیر شاعران قدیمی تا حالا فکر کردید اگه زمان شاعران قدیمی تلفن و پیغام گیر وجود داشت ،شاعرا واسه پیغام گیرشون چه متنی رو میذاشتن: پیغام گیر حافظ : رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور! تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور! بشنوی پاسخ ز حافظ گر که […]


رنج این رنج

بدون نظر

رنج این رنج رنج این رنج اگر از همه دلگیرم کرد —– مشت هایی که به دیوار زدم پیرم کرد عقل دیوانه شد از این همه سرگردانی —– ناگزیر آمد و پابسته زنجیرم کرد سنگ در رایحه بوته نعناع گم شد —– سنگ چرخی زد و در آینه تصویرم کرد تخت بند بدم پاره آتش […]


تقسیم

بدون نظر

تقسیم به دست باد بده روح ناشکیبت را —– آهای من! بنویس این غم غریبت را شکستن و گذر از شامگاه تیره و تار —– فراز اندک و تا بی کران نشیبت را نه، از زبان تو این کفرها نمی شاید —– بچین ز شاخه لبخند عطر سیبت را! خدا به شوق تو در اوج […]


صفحه 1 از 212