تو نوری و خورشید هم خاکستر توست (شعر)

تقدیم به حبّ الحسین (ع)، علیا مخدره زینب کبری (س) تو نوری و خورشید هم خاکستر توست (شعر) تو نوری و خورشید هم خاکستر توست، پرواز صد جبریل در بال و پر توست این آیه های مریم در حال تنزیل، یا آبشار رشته های معجر توست تا رد پای سجده هایت را گرفتم، دیدم تو…

اطلاعات بیشتر

داغ زینب (شعر)

چه آوردند یا رب آب و آتش به روز خیمه و لب آب و آتش ز اشک کودکان  و داغ زینب بهم پیوسته امشب آب و آتش سید حسن محمودی ثابت (سهیل ) ***** “نشر نخعی” (عان) ناشر بین المللی آثار بدیع در جهان اسلام ***** www.NakhaeiPress.com / nakhaeipress@yahoo.com ۰۹۱۵۳۱۵۶۴۱۱ – ۰۹۳۹۴۳۰۶۴۱۱ ۸۶۵۳۲۶۱ (۰۵۱۱) مشهد الرّضا…

اطلاعات بیشتر

خورشید ولا (شعر)

آنروز که آن فتنه به بار آمده بود خورشید ولا بر سر دار آمده بود با پای برهنه دشت ها را زینب دنبال حسین سایه وار آمده بود حسین اسرافیلی ***** “نشر نخعی” (عان) ناشر بین المللی آثار بدیع در جهان اسلام ***** www.NakhaeiPress.com / nakhaeipress@yahoo.com ۰۹۱۵۳۱۵۶۴۱۱ – ۰۹۳۹۴۳۰۶۴۱۱ ۸۶۵۳۲۶۱ (۰۵۱۱) مشهد الرّضا (ع) www.nakhaeipress.com

اطلاعات بیشتر

من کرببلا را چو خزان دیدم و رفتم (شعر)

من کرببلا را چو خزان دیدم و رفتم چون مرغ شب از داغ تو نالیدم و رفتم ای باغ که داری تو بسی گل بگلستان این خرمن گل را بتو بخشیدم و رفتم در کرببلا زینت آغوش نبی را آوردم و غلطیده بخون دیدم و رفتم ممکن چو نشد حنجر پاک تو ببوسم آن حنجر…

اطلاعات بیشتر

پلک صبوری می گشایی (شعر)

گنجشک و جبرییل پلک صبوری می گشایی و چشم حماسه ها روشن می شود  کدام سر انگشت پنهانی زخمه به تار صوتی تو می زند  که آهنگ خشم صبورت عیش مغروران را منغص می کند می دانیم  تو نایب آن حنجره ی مشبّکی که به تاراج زوبین رفت و دلت مهمانسرای داغ های رشید است…

اطلاعات بیشتر

دیدی چشم تر آتش بگیرد! (شعر)

دیدی چشم تر آتش بگیرد عزیزت پشت در آتش بگیرد و بابایت سرش بر نیزه باشد و سر نیزه سر آتش بگیرد تو دیدی پیش چشم باغبانی درختی از کمر آتش بگیرد شده آیا دلت هر روز هر روز که از هرم خبر آتش بگیرد چه حالی می شوی وقتی ببینی برادر از جگر آتش…

اطلاعات بیشتر