خواستم بنویسم “عاشورا”، از قلم ضجّه ای خاست پر آه!

خواستم بنویسم “عاشورا”، از قلم ضجّه ای خاست پر آه! خواستم بنویسم “عاشورا”، از قلم ضجّه ای خاست پر آه! گفتمش:”از چه چنین بیدوار لرزانی؟” گفت:”از نرمی استخوان هایم چه می دانی؟” بار دیگر تلاشی نمودم جدید، ناگهان ترکی از میانش بدوید! خورده بود ترک عمق قلم، آنگاه که افتاده بود علم! پرسیدمش:”سرت چقدر پر…

اطلاعات بیشتر

“کاروان” می رود و “دل” می برد، “دل روان”!

“کاروان” می رود و “دل” می برد، “دل روان”! “کاروان” می رود و “دل” می برد، “دل روان”! “کاروان” است، “دل روان” است، “دلبران”! خیمه گاه کبابستان کربلا ز دود افتاد، آه بمیرم! هم دستان و هم علمان زود افتاد! تاریکی غربت تا چادرش کشید، کسی به جز تن های بی سر سرورش ندید! سرداران…

اطلاعات بیشتر

جدایی از برچسب ها، نام و نشان ها

جدایی از برچسب ها، نام و نشان ها هزاران بند دارد کبوتر نفسم، چگونه زین قفس پر تعالی برکشم؟ خدایا! یک گوهر ایمان و این همه بند؟ گر فضلت نبود چگونه رهم چند؟ یکی افتاده است در دام القاب، یکی رنج می برد از دان انساب! یکی دکتر نموده اش اسیرش، یکی درجه افسری نموده…

اطلاعات بیشتر

کوتاهی در “غدیر” “کربلا” آورد پدید!

کوتاهی در “غدیر” “کربلا” آورد پدید! مانایی حوادث سترگ به راحتی از ذهن و خاطر انسان زدودنی نبوده است، هرگز! چطور ممکن است واقعه ای به بزرگی “غدیر خم” با گذشت تنها هفتاد روز، آری تنها هفتاد روز، از یاد و خاطرهای افراد قلم به دست و نویسندگان و ثبت کنندگان چنین واقعه ای عظیم…

اطلاعات بیشتر

ما بلازاده بلاکش بوده ایم!

ما بلازاده بلاکش بوده ایم! ما بلازاده بلاکش بوده ایم! با بلا از ازلش زاده ایم! تا “الست” آمد بلا زائید از آن، هر بلا “او” بر ما نامید در آن! ما که خوشحالیم، خوشحالی “او”ست، شاخص رندان رهپویان کوی دوست! تا بخندد جور بسیار می کشیم، ناز نازش گر شود در حال بیمار می…

اطلاعات بیشتر

به هر بوسه گاه پیامبر (ص) شمشیر زدند!

به هر بوسه گاه پیامبر (ص) شمشیر زدند! به هر بوسه گاه پیامبر (ص) شمشیر زدند، نماز خوان بودند و ره تکفیر زدند! در آسمان جسم نورانی مولا حسین (ع)، کاشتند ۱۹۵۰ زخم ستاره بهر نور دو عین! صحنه ی سینه بود چون بوسه گاه، اسب ها تاختند بر این تن پر آه آه! صحنه…

اطلاعات بیشتر