مولا حسین جان! ای همای رحمه للعالمین! جلوداری عباس شیر دلاور حیدار کرّار (س) کردی!

مولا حسین جان! ای همای رحمه للعالمین! جلوداری عباس شیر دلاور حیدار کرّار (س) کردی! بنازم رحمت بی کران الهی، جلّت عظمته!، بنازم «رحمه للعالمین» (ص) را!، بنازم شیر بیشه مردانگی را، امیر المؤمنین (ع) شیر خدا را!، همان پیغمبری (ص) که هیچگاه نکرد نفرین، همه خیر امتش خواست و رستگاری دین! همان قلعه گشای…

اطلاعات بیشتر

ما «ولایت» را خدایی بوده ایم!

ما «ولایت» را خدایی بوده ایم! ما «ولایت» را خدایی بوده ایم!، از «ولایت الهی» کی جدایی بوده ایم؟! دم به دم گر می زنیم از کیمیای «ولایت» بس جلی، ریشه دارد این طوبی زیبا در یکتای واحد احدی! نعمتی والاتر از این گوهر «ولایت» نیست، نیست!، هر که نامش «ولی» ما می نهیم از…

اطلاعات بیشتر

خدا! از بستر مرگم جدا کن!ٍ، به مرگ عشق خودت مبتلا کن!

خدا! از بستر مرگم جدا کن!ٍ، به مرگ عشق خودت مبتلا کن! خدا! از بستر مرگم جدا کن!ٍ، به مرگ عشق خود سخت مبتلا کن! خدایا! طاقت دوری ندارم!، مباد به بالین مرگ سر گذارم! چو از تکلیف تکلیفم نمودی، به فضلت جمع کن بسترم بشادی! خودت دادی توفیقم در جوانی، به بستر زخمی مانم…

اطلاعات بیشتر

یابن الحسین (ع، عج)! نکند ما هم تِرِمّا باشیم!

یابن الحسین (ع، عج)! نکند ما هم تِرِمّا باشیم! یابن الحسین (ع، عج)! نکند ما هم تِرِمّا باشیم!، نالایق همراهی یوسف زهراء (س) باشیم! کی رسد به اوج قله رفیع معرفت رسد عرفان ما؟!، تا که واقف شویم امر امام زمان (عج) مان تمام اولویت هر زمان ما! زن و بچه، عیال و آذوقه نگیرد…

اطلاعات بیشتر

ز هر تعلق برهانم مولا جان!

ز هر تعلق برهانم مولا جان! ز هر تعلق برهانم مولا جان! به هر مقام که خواهی برسانم مولاجان! عمری است که از کودکی «یا علی» (ع) گفتم، «یا علی» (ع) به هزاران زبان جلی گفتم! به «علی» (ع) قسم به «علی» (ع) بخشم!، گرچه نالایقش چو خاک کف کفشم! به یک باره اندیشه ام…

اطلاعات بیشتر

چون جوجه تیغی شد، حسین بن علی (ع)!

چون جوجه تیغی شد، حسین بن علی (ع)! فرزند زهراء نقش بر زمین، تیربارانش کردند خصم دون از ره کین! آنقدر تیر زدند بر جسم پاکش چو باران، الهی بمیرم! گویی جوجه تیغی شده بود از نابکاران! هیچ جا از بدنش خالی چو از تیر نبود، لاجرم پشته ای از خاک ساخت گرچه خیلی دیر…

اطلاعات بیشتر