بر کتیبه دلم نقش “ولایت” می درخشد فروزان و پر خروش!

بر کتیبه دلم نقش “ولایت” می درخشد فروزان و پر خروش! بر کتیبه دلم نقش “ولایت” می درخشد فروزان و پر خروش، کای صاحب نفس به تمامی ذرات به فدایش بسوز و بجوش! اقیانوس به اقیانوس سپاس بی کران یکتای بی همتا را الوهیتی، سر سلسله و سرآمد و احمد (ص) و خاتم و چشمه…

اطلاعات بیشتر

تمام عالمت گر آینه گردد، خداوندت هزاران جلوه گردد!

تمام عالمت گر آینه گردد، خداوندت هزاران جلوه گردد! کجاییم ما و عرفان الهی، به یک دیده چندین جلوه گری! چو گام اول دیدار عرفان است، کمال تقوا و تعالی ایمان است! رهی سخت و سنگلاخ است بسیار، بباید رهیدن از خود و پیوستن محض یار! همه وارستگان عارفند و عاشق، چو کامل شود این…

اطلاعات بیشتر

نقطه قطع از اغیار، خداست، خدا!

نقطه قطع از اغیار، خداست، خدا، لحظه ی وصل به دلدار، خداست، خدا! تا نگردی قطع کامل، اغیار پیداست، وصال حق در جلوه گری تمامی هویداست! در قطع است وصل و در وصل است قطع، سنت خدایی است نیک دانش به قطع! تسلط دل و اندیشه به حق چو کامل گردد، نوشیدن شهد وصال یار…

اطلاعات بیشتر

تا به کی درد فراقت شرارم سازد؟

تا به کی درد فراقت شرارم سازد، لحظه سالی گذرد و بی قرارم سازد؟ من همه دلخوشیم این باور است، “الیس الصبح بقریب” آینه بشارتم یاور است! گوئی آتشفشانی است می گدازد تنور دلم را، می سوزاند و می سوزد تمامی جدار وجود گلم را! طلوع طالع طلعت ذات نورانی ات گذشته از صبح صادقم،…

اطلاعات بیشتر

عمری است که دنبال سحر می گردم!

عمری است که دنبال سحر می گردم، عاشق شده و دنبال خبر می گردو! گرچه طولانی است شب بی یار و دوست، لیک آسان می گذرانمش تنها با نام اوست! لحظه سالی است ولی جمال دوست، می شود آینه ای تمام جلوه گر جمیل اوست! تلخی فراق را با عسل وصال آمیخته ام، این همان…

اطلاعات بیشتر

سبزینه ی حضورت، مژده دهد ظهورت!

سبزینه ی حضورت، مژده دهد ظهورت، ای وای بر غفلت من، نمی بیند نورت! کورم، کرم، گویی گشته ام لال، زمزم معرفتم گویی نگشته است زلال! کاش قطره بودم از خجالت، آب می شدم فرو در زمین برایت! شب و روز غرقم در هیاهو، غافل که هیچ چیز و هیچ کس نیستم ناجی جز او!…

اطلاعات بیشتر