در محتوای سایت جستجو کنید
و مطالب مورد نظر خود را بیابید!

بایگانی برای دی, ۱۳۹۰

خودسازی

بدون نظر

در جهان گسترده و هزارتوی آفرینش، تعدادی اصول مشترک و غیر قابل انکاری وجود داشته است. یکی از این اصل ها، قاعده ی پایه و بنیان بوده است. به عبارتی دیگر، هر بنا و ساختمان بزرگی به طور قطع و یقین دارای پایه های قدرتمندی است. زیرا چنانچه از پایه ها و اسکلت بندی نیرومندی برخوردار نبوده باشد، قبل از اینکه ارتفاع گیرد، محکوم به فروپاشی است. شاید به توان دیوارهای کوچکی را سست و بی بنیان برپا نمود، ولی حتماً نمی توان بر روی آن دیوار ضعیف و ناچیز سقفی مستحکم نهاد. چون توان یارای تحمل آن همه وزن و سنگینی را نخواهد داشت. به این سبب که نه تنها بین پایه یا بنیان و سازه ی روی آن رابطه ای تگاتگ وجود داشته است، بلکه بنیان باید نیرومندتر از ساختمان بوده باشد تا قادر باشد که سنگینی سازه را تحمل و سال ها نگه دارد. اگر توانمندی پایه با سازه برابر هم بوده باشد، در اندک نیروی وارده ی خارجی از قبیل باد و طوفان، برف و بوران، زلزله و هر تکان، سیل و هر سیلان، بارش و هر باران تاب استقامت نخواهد داشت و به ناچار فرو خواهد ریخت. زیبایی هر ساختمانی نیز به همان اندازه به اساس و پایه اش وابسته و مرهون بوده است. زیرا بنیان ضعیف قادر نیست تا برای مدت طولانی بتواند زیبایی و نمای ظاهری و باطنی سازه را حفظ نماید. درین زمینه گفته ها بسیار و فرصت اندک است وگرنه جای بسی قلم فرسایی است، اما به اندازه ی روشن شدن بحث و مهم تر از آن نزدیکی به ذهن این مقدار ضروری می نمود.


“جوانه های جاوید”

بدون نظر

انشاء الله بزودی زود …      از دیگر نوشته های “علی اکبر نخعی” (عان) (طرح روی جلد در حال انجام) تقدیم شما مخاطبان ارجمند می گردد:   “جوانه های جاوید”


“از شاخه های طوبی”

بدون نظر

انشاء الله بزودی زود …        از دیگر نوشته های علی اکبر نخعی (عان) (طرح روی جلد از سرکار خانم صفی نیا و با تشکر از همکاری انتشارات راهیان سبز: سرکار خانم چوپانکاره)       تقدیم شما عزیزان می گردد: “مجموعه کتابچه های “شش جلدی” “از شاخه های طوبی” (۶ جلدی)  


“فضیلت های کربلا بر کعبه”

۳ نظر

انشاء الله …                بزودی زود …     از دیگر نوشته های علی اکبر نخعی (عان) (طرح جلد پیشنهادی)        تقدیم تان می گردد:   “فضیلت های کربلا بر کعبه”  


“گفته های پنهانی

بدون نظر

انشاء الله بزودی زود …               تقدیم تان می گردد: از دیگر نوشته های علی اکبر نخعی (عان)طرح جلد از آقای سعید آسایش مجموعه دل نوشته های “گفته های پنهانی”     الطالب


“ما مدیون رضائیم!”

بدون نظر

“ما مدیون رضائیم!”   ما مدیون رضائیم، هر چند که بینوائیم، ما مدیون رضائیم، (خودم را می گویم) هر چند که بی وفائیم، ما مدیون رضائیم، همسایه ی بد آقائیم، ما مدیون رضائیم، ناسپاس آل طاهائیم، بچه محل آقا، کبوتر پران دل رضائیم، این همه صفا دیدیم، ولی گاهی بی صفائیم، غریب تو نیستی آقا، […]


“چه می شود اگر … (دعوت)

بدون نظر

چه می شود اگر … (دعوت)   چه می شود اگر “مناسبت”ها را به “فرصت”ها تبدیل کنیم و سبب “کار خیری” شویم، فراگیر! چه می شود اگر به “مناسبت” “عاشورا” “غذاها”یی با ظرف های یک بار مصرف در “پایین شهر” پخش کنیم، هر سال؟ چه می شود اگر به “مناسبت” “عاشورا” “لباس های مشکی نو” […]


“نماز عشق”

بدون نظر

“نماز عشق”

 

“عاشقان” را “عشق” باید، “عاشقی”، وقت کی شناسد در دلدادگی؟ شیفته و محو جمال معشوق بود، عاشق خالص کی عشقش در بوق بود؟ وقت و بی وقت “نماز” باید کرد، یک وضو با صد نیاز باید کرد!، چه نیازی والاتر از دلدادگی، دل دادن، دل گرفتن عاشقی!، در “نماز” صحبت “یار” باید کرد، هر چه “او” نیست، رها و خود خالی از “اغیار” باید کرد!، یک “قنوت” با صد عاشقانه، هزار راز و نیاز، گفتگوها، دلتنگی ها با “خدا” سرباز باز!، دو رکعت نماز با وضوی عشق هر زمان، هر لحظه وصل باید بود بگو هر آن!، سجده را باید آوردگاه خود نمود، عاشقی کرد، عشق گفت، از هر بود و نبود، سجده طولانی کرد تا عشق می کشد، عارفانه ها سرود تا جایی که معرفت نهد، از خاک بر خاکیم تا که سر می نهیم، ظرافت نکته همین بس تا که دل می بریم، سر بر مهر نهادن، عین عاشقی است، عین آن عین درین سرسپردگی است، بوزینه خو می خواست که بر آورد ز بن ریشه، چه با نیش و خنجر، چه با قتل عام، چه با چوب خیزران از این بیشه، سید ساجد، سجّاد سجده بر سجّاده ی سبز گفتا که نتوانی، هرچند در تمام تلاش خود این خواهی، ز خاک خون پدرم خزانه ی رحمت، تو کثرت رنج خود می بری و ما را زحمت، مهر سازیم از آن خاک تا رویم افلاک، عاشقی را در آن مهر، مهر زنیم بی باک، یعنی که در سجده ی عاشقی، نیک بنگر به بصیرت که حسین است باقی، یعنی ز چشمان خود گهر باران، تا که یادت هست تیر در چشم ساقی!، ما سجده به اخلاص بر عشق می کنیم، هر دم، زان تربت آسمانی، فخر بر “لاهوتیان”، تسبیح سازیم تا ذکر عشق کنیم، دمادم!، یعنی که بر مأذنه ها ندای عاشقی جاری، تو رفتنی هستی، مسلکت فانی، آنچه باقی ماند مائیم، به رسم مانائی!، “نماز شیعه” رنگ عشق دارد، “نماز شیعه” هر ننگی را زداید، نمازی که تأسی به ظهر عاشوراست، فارغ از هر آلودگی، غوغا در غوغاست، چه لذتی دارد نماز عاشقی، دوستان!، زمزمه های عارفانه ی عاشقی از آن پیداست، ای نیمه جانم فدای حسین و نماز عاشورا!، چه کرده آن نماز با ما، بنگر بدین دلها!، یعنی نمازی که بوی عشق ندارد، نمی رود بالا، یا که اصلاً سوز ندارد و هیچ از آن شورها، “نماز شیعه” ندای “الاسلام نبوی الحدوث و حسینی البقاء”!، جان من مردار نه، جان هزاران نیک باشدش به فداء!، “نماز شیعه” هر رکنش “یا حسین” (ع)


عرفان و عارف

بدون نظر

صَلَی اللهُ عَلَیکُم یا اَهلَ بَیتِ النُّبُوَّة!

“اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم!”

مخاطبان گرامی! این تارنما تازه تاسیس می باشد! مطالب بیشتر بزودی انشاء الله تعالی

***** “نشر نخعی” (عان) خدمتگزار نسل نواندیش *****

www.NakhaeiPress.com / nakhaeipress@yahoo.com

09153156411 – 09394306411

8653261 (0511) مشهد الرّضا (ع)

 

 

“عرفان” چیست؟ “عارف” کیست؟”


عرفان از ناب ترین شیوه های زندگی در این سرای گذرای خاکی بوده است. گوهری ارزشمندتر و والاتر از “معرفت” نیست، زیرا به توسط این کیمیای هستی است که خداوند تبارک و تعالی آن هم به طور نسبی “شناخته” می شود و به وسیله ی “معرفت” است که “عارف” به والاترین “نعمت خداوندی” جلّ جلاله که “ولی خدا” بوده باشد، رهنمون می گردد. به دلیل همین برهان است که در آموزه های الهی جلّت عظمته تاکید می گردد که عبادت فاقد “شناخت” بی ارزش است.

سالکان سلک طریقت، ساده ترین معنی واژگانی کلمه ی “عرفان” را “شناخت” و به تعبیری شایسته تر “خداشناسی” ذکر نموده اند و آغاز هر دانش و علمی را به درستی “شناخت” که همان “معرفة الله تعالی” بوده باشد، نامیده اند که “اَوَّلُ العِلمُ، اَلمَعرِفَةُ الجَبّار”. در تاریکی جهل چه کسی راه به “سعادت” پیموده است؟ پیرامون اهمیت گوهر گران بهای “معرفت” و “عرفان”، امیر کلام، مولی امیر المؤمنین صلوات الله و سلامه علیه سخن های نغزی فرموده اند که در “کلمات قصار” آن وجود نارنین و قدسی در “نهج البلاغه” و در کتاب “غُرَرُ الحِکَم وَ دُرَرُالکِلَم” چندین حدیث


سبک های ادبی فارسی

بدون نظر

سبک های ادبی فارسی


زبان شیرین فارسی به حق در محافل علمی و ادبی جهان به “زبان شعر” لقب یافته و در حقیقت “زبان فاخر فارسی” یکی از موهبت های خاص خداوندی است که به ملّت شریف، نجیب، بافرهنگ و باتمدن بیش از هفت هزارساله عنایت فرموده است. آن عزیزان فرهیخته ای که در ادبیات سر و سرّی دارند، به نیکویی هر چه تمام تر به این “حقیقت جهانی” کاملاً واقفند که این جمله ی “زبان فارسی، زبان شعر است!” یک شعار خشک و خالی نبوده و نیست، بلکه “زبان فارسی” زبانی سرشار از شور و شعور و شعف بوده است. بزرگان زیادی از ادبای جهان زحمت یادگیری “زبان فارسی” را به خود هموار نموده اند تا به راحتی بتوانند “حافظ” بخوانند و “مولوی” بفهمند و از حکت های “سعدی” سر در آورند، حماسه سرائی های “فردوسی” را در “شاهنامه” مورد مطالعه و مداقّه پژوهش های خود قرار دهند. آنان که با ادبیات انگلیسی آشنایی دارند، انعطاف ناپذیری شعر انگلیسی را به تجربه دریافته اند و در مقابل آن شیرینی و حلاوت منعطف ترین زبان بشری یعنی “زبان عسل گونه فارسی” را بارها و بارها چشیده اند. شاهد این مدعا به قول ادیبی خارجی که گفته بود:”ایرانی ها شاعر به دنیا می آیند!” شعر و کلام موزون تحصیل کردگان و نکردگان تایید کننده ی این موضوع جهانی است. کلام موزون “خانه دار و بچه دار، زنبیل و بردار و بیار!” را در کوچه و خیابان بارها شنیده ایم. لالائی های موزون مادربزرگان خود (رحمة الله علیهم اجمعین) را در گوش جان همگان نیوشیده ایم! در “ادبیات و زبان فارسی” کم نیستند شاعرانی که از سواد خواندن و نوشتن بی بهره  یا کم بهره اند، ولی شعرهای شان از مضامین بلندی برخوردار است. “یک توپ دارم غل غلیه، سرخ و سفید و آبیه، می زنم زمین هوا میره، نمی دونی تا کجا میره، من این توپ و نداشتم، مشق هامو خوب نوشتم، بابام بهم عیدی داد، یک توپ غل غلی داد!” چقدر موزون و مایه هایی شعری دارد! خیلی از مردم در صحبت های روزمره خود از کلام موزون بسیاری سود می جویند. براستی چقدر پاسدار این همه مفاخر عالی بوده و مانا مانده ایم؟ برای اینکه ذائقه های ذهنی مان شیرینی و خواص درمانی “عسل زبان فارسی” را بچشد و زندگی های متاسفانه صنعتی شده مان را شیرینی حلاوت خود بخشد، بیائید در ترویج این بسته های شیرینی “فرهنگ و تمدن غنی” و نقل های “نقل محافل” “معرفتی” و شکلات های “ادب”، “مهرورزی”، “بزرگی” و “بزرگواری” همگان با تمام وجود و در تمامی عرصه ها و به ویژه در گستره ی دنیای مجازی کواتر از گذشته ظهور یابیم، همه!

فرهیختگان گرانقدر! “نشر نخعی” (عان) را متعلق به خود بدانید و در غنی بخشیدن بدان همّت ایرانی مثل زدنی خود را به رنگ خوش عمل پارسیان منقش سازید، به لطف و بزرگواری خود، ای عزیزان! مطالب ارسالی به نام خودتان یا هر نامی که شما بخواهید به آن هدیه نمائید، در این تارنما درج می گردد! از صفحه ی اصلی سایت، قسمت “پذیرش مقالات” استفاده نموده و شعر، متن ادبی، دل گفته و هر مطلب ادبی دیگر را بفرستید! پیشاپیش از همکاری های صادقانه شما ساسپگزاریم!

در زیر با “سبک های ادبی فارسی” آشنا می شویم:


مکتب های ادبی جهان

بدون نظر

مکتب های ادبی جهان

 

“کلاسیک”


“کلاسیک” به ادبیاتی گفته می شود که از هنر و ادب روم قدیم الهام و مایه گرفته  باشد. پس از سپری شدن قرون وسطی از سده ی پانزدهم تا هیجدهم میلادی در آثار ادبی اروپا پدیدار گشت و به توسط “پترارک”، “بوکاچیو” و “دورا” احیاء گردید. اصول و قواعدی که مکتب کلاسیک را بیان کرده و گسترش می دهند، عبارتند از:

تقلید از طبیعت و از مظاهر آن در مضامین شعری و نثر – تقلید از روش قدما – پیروی از عقل (نه وهم و خیال)، آموزنده بودن و حقیقت نمائی


“شق القمر”

بدون نظر

“شق القمر”

 

در روایات اسلامی وارد شده است که کفّار مکه از پیامبر اسلام، صلی الله علیه و آله و سلّم تقاضا کردند تا برای صدق حقانیت نبوّت خود ماه را به دو نیم بشکافد و به حضرت (ص) قول دادند که اگر چنین نماید، به دین مبین و متعالی اسلام و صدق گفتار او ایمان خواهند آورد… آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل (بدر) بود، حضرت رسول اکرم (ص) از خداوند تبارک و تعالی درخواست فرمود تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا بلکه ایمان بیاورند… حضرت قادر متعال دعای پیامبر عزیزش را اجابت فرمود و سپس ماه به دو نیم شکافته شد، نیمی در کوه صفا ماند و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آن قرار گرفت! کفّار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند، گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، بعد نقل می کردند که اگر او ما را سحر کرده باشد، نمی تواند همه ی مردم را سحر کند، ابوجهل گفت:”صبر کنید تا یکی از اهل بادیه (صحرا نشین) بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد، ایمان می آوریم و گرنه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان ما را سحر نموده است!”
بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه ی مکرمه آمد و این خبر را تصدیق نمود و آنگاه ابوجهل و مشرکان گفتند:”این سحر مستمر اوست!” و آنگاه این آیات مبارک نازل شد … “اِقتَرَبَتِ السّاعَةُ وَانّشَقَّ القَمَرُ” (سوره قمر آیه1) باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند.


“نمره انسانیت”

بدون نظر

“نظر ریاضی دانی پیرامون نمره ی انسانیت”   روزی از ریاضی دانی پیرامون نمره ی انسانیت سوال می کنند، پاسخ می دهد: – اگر خانم یا آقایی دارای “اخلاق” باشد، به او عدد (۱) می دهم، ۱ – اگر دارنده ی “زیبایی” نیز باشد، یک صفر جلوی عدد یک می گذارم، ۱۰ – اگر پول […]


“فلسفه ی گلاب”

بدون نظر

“فلسفه ی استفاده از گلاب”   می دانید چرا توی مراسم عزا گلاب زیاد استفاده می شود؟ چرا گلاب می‌ریزند روی لباس و بدن عزادارها؟ چرا توی مراسم عروسی این گلاب استفاده نمی شود؟ چرا وقتی شاد هستیم کسی دست به گلاب نمیزند؟ به خاطر اینکه گلاب غم زداست. ترشح ئیدروفین و اندروفین را در […]


“شور در شعر و شعور”

بدون نظر

“شور در شعر و شعور”

فراخوان ارسال شعر برای “نشر نخعی” (عان)

در این قسمت شعرهایی تقدیم مخاطبان ارجمند “نشر نخعی” (عان) می گردد و بدین وسیله از تمامی شاعران متعهد و گرانقدر و تمامی شعردوستان تقاضا می شود شعرهای ناب خود را برای این تارنما بفرستند تا با نام خودشان درج گردد! “نشر نخعی” (عان) پیشاپش از همکاری صادقانه شما عزیزان سپاسگزاری می نماید!

مکن در جسم و جان منزل که


مکتب های سیاسی

بدون نظر

مخاطبان گرامی! این تارنما تازه تاسیس می باشد! مطالب بیشتر بزودی انشاء الله تعالی … ***** “نشر نخعی” (عان) خدمتگزار نسل نواندیش ***** www.NakhaeiPress.com / nakhaeipress@yahoo.com 09153156411 – ۰۹۳۹۴۳۰۶۴۱۱ ۸۶۵۳۲۶۱ (۰۵۱۱) مشهد الرّضا (ع)   مکتب های سیاسی شناخت برخی مکتب های سیاسی جهان برای زندگی انسان های حتی غیر سیاسی ضروری می باشد. “نشر […]


خواص میوه ها

بدون نظر

صَلَی اللهُ عَلَیکُم یا اَهلَ بَیتِ النُّبُوَّة! “اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم!” مخاطبان گرامی! این تارنما تازه تاسیس می باشد! مطالب بیشتر بزودی انشاء الله تعالی … ***** “نشر نخعی” (عان) خدمتگزار نسل نواندیش ***** www.NakhaeiPress.com / nakhaeipress@yahoo.com 09153156411 – ۰۹۳۹۴۳۰۶۴۱۱ ۸۶۵۳۲۶۱ (۰۵۱۱) مشهد الرّضا (ع)   خواص میوه ها […]


“حروف ابجد”

بدون نظر

“حروف ابجد و اعداد برابر آنان”


در قدیم شاعران، نویسندگان مشهور برای ثبت و اشاره به حوادث مهم تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نام افراد و اشخاص مهم، تاریخ تولد یا مرگ اشخاص و چند مورد دیگر از حروف ابجد و شماره ی برابر آنان استفاده می نمودند. مثلاً واژه ی “علی” در حروف ابجد برابر با عدد 110 می باشد. بدین شیوه که اعداد حروف آن را با هم جمع می کنند تا عدد آن واژه به حروف ابجد به دست آید. حرف “ع” معادل عدد 70 است، حرف “ل” برابر 30 و حرف “ی” مساوی با 10 است که مجموع اعداد حاصل شده


مشاهیر تاریخ ایران

بدون نظر

مخاطبان گرامی! این تارنما تازه تاسیس می باشد! مطالب بیشتر بزودی انشاء الله تعالی … ***** “نشر نخعی” (عان) خدمتگزار نسل نواندیش ***** www.NakhaeiPress.com / nakhaeipress@yahoo.com 09153156411 – ۰۹۳۹۴۳۰۶۴۱۱ ۸۶۵۳۲۶۱ (۰۵۱۱) مشهد الرّضا (ع)   مشاهیر تاریخ ایران   “آقا محمد خان قاجار“ (۱۱۷۰- ۱۲۱۱هـ. ق) √”آقا محمد خان قاجار“: فرزند محمد حسن خان قاجار […]


“آخرین دستاوردها”

بدون نظر

“آخرین دستاوردهای مرکز سلامت توکیو” ۱٫ هرگز سیگار نکشید و اگر می کشید ، نیمه آخر آن را به هیچ وجه نکشید. ۲٫ در حمام هیچگاه مستقیما زیر دوش آب گرم نفس نکشید. کلر یک قاتل تدریجی است. ۳٫ هنگام شارژ موبایل ابتدا شارژر را به گوشی وصل کنید و سپس آن را به برق […]


صفحه 1 از 3123