در محتوای سایت جستجو کنید
و مطالب مورد نظر خود را بیابید!

ترجمه «موضوع» محور (Translation Topic-oriented) کتاب ترجمه «موضوع» محور (Translation Topic-oriented) حاصل مجموعه تلاش های دو ساله نگارنده است که برای پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه فردوسی مشهد دفاع شده و اکنون پس از توصیه های فراوان و موکد پروفسور جناب آقای دکتر نادر جهانگیری برای چاپ در قالب کتاب به ثمر نشسته است. […]

ازدواج عاقلانه، زندگی عاشقانه! هر یک از غرایض انسانی به جای خود و به اندازه متعادل خود نیکوست! احساسات یکی از نعمت های بی بدیل الهی بوده است. احساسات گرچه در جای خود بسیار نیکو و پسندیده است، ولی در زمان های خیلی حساس شایسته تر همان بوده است که کاملاً تحت کنترل بوده و […]

ما از خطه ی خورشید، خورشید زاده ایم! ما ساکنان قدیم سحرگاهانیم، تاریکی را همزاد خود ندانسته ایم! ما از نیمه شب عبور کرده و منتظر طلوع بارانیم! روزی ز عرش اعلی، خورشید را باران خواهیم شد! چونکه ما خورشید باران از ازل رقم خورده ایم! ما تمامی طلوعیم، غروب در اندیشه ی ما بی […]

چاپ کتاب هایتان را به انتشارات نخعی (عان) بسپارید تا در کمترین زمان ممکن و با قیمتی باور نکردنی به زیور چاپ آراسته گردد! انتشارات نخعی (عان) در خدمت تمامی نویسندگان سراسر گیتی است. انتشارات نخعی (عان) ناشر بین المللی آثار بدیع در جهان اسلام تلفن های تماس با مدیر مسئول انتشارات نخعی (عان): ۰۹۱۵۴۱۵۶۴۱۱ […]

عملیات کربلای پنج، دست نوشته ای گنج

عملیات کربلای پنج، دست نوشته ای گنج

یکی از منطقه هایی که از اوایل جنگ تحمیلی دست نخورده یافی مانده بود یا حداقل دست کاری را تجربه نموده بود، منطقه شلمچه بود. به سبب ایتکه این منطقه دست کاری نشده بود و افزون بر آن، هر روز بر امکانات دفاعی آن از قبیل ساده ترین لوازم دفاعی چون سیم خاردار گرفته تا آب را به برق فشار قوی وصل نمودن، پیر کفتارهای ارشد نظامی اسراییل در بازدید خود این منطقه را «منطقه قفل شده نظامی» نامیدند.

کالک های سیاه و سفید را که فرمانده گردان تشریج می کرد، گویی تازه چشم به جهان گشوده بودم، تمامی چشم شده بودم و شگفتی، بهت و حیرت که مگر ممکن است چنین منطقه ای را با تمامی امکانات پیشرفته نظامی روز به تصرف در آورد؟ هرچه از توضیحات فرمانده گردان می گذشت، رتگ از رخم پریده تر می گردید. زیر چشمی بقیه فرمانده ها و معاونان را رژه می دیدم. آنان نیز کم و بیش در دلشان همین دغدغه در جوش و خروش بود. صورت جلسه بدین صورت نگاشته شد:

در این منطقه امکان عملیات نظامی وجود ندارد، ولی جهت اطمینان بیشتر درخواست گرفتن عکس رنگی توسط هواپیما شدیم.

چند روزی بیش نگذشت که عکس های رنگی رسید و ثبت ذهنی با سند مطابقت داشت. دیگر اگر ذره ای دل مانده بود، آن هم به تمامی رنگ یاخت. چرا که گرچه چیزی از جان برکفی تمامی رزمندگان نمی کاست، ولی «نتیجه گرایی» رویکردی بود که تمام توجه مان را به خود به شدت جلب کرده بود. صورت جلسه شد:

“امکان انجام هیچ نوع عملیاتی در این منطقه وجود ندارد!”

گویا جمع بندی تمامی فرمانده گردانها، گروهانها و معاونانشان همین صورت جلسه ای یود که مجموعه گردان ما بدان دست یافته بود. گزارشات مشابه به قرارگاه رسید و جمع بندی آنان به محضر مبارک فرمانده کل قوا، حضرت امام عزیز راحل (رض)، ارسال و ایشان «دم مسیحیایی» خود را در دست نوشته ای کوچک با مفهومی سترگ دمیدند بدین مضمون:

… من نیز واقفم که عملیات در چنین منطقه ای غیر ممکن می نماید، ولی در طول زندگیم هرگاه به مشکل یزرگی بر خورده ام به نام نامی مادرم حضرت زهرا (س) متوسل شده و آن مشکل را رفع نموده ام. عملیات را انجام دهید …

دست نوشته ای که به اندازه یک کف دست بیشتر نبود، اما از چنان «دم مسیحیایی» سرشار بود که تمامی شور شد و شعور را هم با خود در هم آمیخت. دست به دست کپی آن از نظر فرماندهان می گذشت و هر کدام دلی به وسعت اقیانوسها پیدا نموده بودند. صف شکن و خط شدن حرف اول تمامی فرماندهان شده بود و یقه گیری یرای ربودن گوی سبقت خط شکنی در برخی موارد مشاهده می گشت.

رمز عملیات «یا زهرا (س)» برگزیده شد و چه شورها با شعورها در هم آمیخت! عملیات با موفقیت کامل به انجام رسید و حتی مقداری زیادی از خاک عراق نیز به تصرف پیروزمندانه رزمندگان فاطمی (س) در آمد. حقیر نگارنده دیوارهای شهر بصره عراق را با چشم بدون مسلح می دیدم و خود در شهرک دوئیجی عراق و با تیر مستقیم بی هدف یکی از عراقیان بعثی افلقی به ناحیه کمر مجروح و ضایعه نخاعی گشتم!

مسیح (ع) گر با دم خویش مرده را زنده می کرد، هان! بنگر که خود که نه، تنها نام زهرای اطهر (س) چه محشر عظمایی بپا می کند!

صلی الله علیکم یا اهل البیت النبوة!

علی اکبر نخعی (عان)، مدرس چندین ساله حوزه و دانشگاه های ملی و بین المللی

دیدگاه خود را به ما بگویید.