در محتوای سایت جستجو کنید
و مطالب مورد نظر خود را بیابید!

ترجمه «موضوع» محور (Translation Topic-oriented) کتاب ترجمه «موضوع» محور (Translation Topic-oriented) حاصل مجموعه تلاش های دو ساله نگارنده است که برای پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه فردوسی مشهد دفاع شده و اکنون پس از توصیه های فراوان و موکد پروفسور جناب آقای دکتر نادر جهانگیری برای چاپ در قالب کتاب به ثمر نشسته است. […]

ازدواج عاقلانه، زندگی عاشقانه! هر یک از غرایض انسانی به جای خود و به اندازه متعادل خود نیکوست! احساسات یکی از نعمت های بی بدیل الهی بوده است. احساسات گرچه در جای خود بسیار نیکو و پسندیده است، ولی در زمان های خیلی حساس شایسته تر همان بوده است که کاملاً تحت کنترل بوده و […]

ما از خطه ی خورشید، خورشید زاده ایم! ما ساکنان قدیم سحرگاهانیم، تاریکی را همزاد خود ندانسته ایم! ما از نیمه شب عبور کرده و منتظر طلوع بارانیم! روزی ز عرش اعلی، خورشید را باران خواهیم شد! چونکه ما خورشید باران از ازل رقم خورده ایم! ما تمامی طلوعیم، غروب در اندیشه ی ما بی […]

چاپ کتاب هایتان را به انتشارات نخعی (عان) بسپارید تا در کمترین زمان ممکن و با قیمتی باور نکردنی به زیور چاپ آراسته گردد! انتشارات نخعی (عان) در خدمت تمامی نویسندگان سراسر گیتی است. انتشارات نخعی (عان) ناشر بین المللی آثار بدیع در جهان اسلام تلفن های تماس با مدیر مسئول انتشارات نخعی (عان): ۰۹۱۵۴۱۵۶۴۱۱ […]

حج آمد و منا رنگ خون گرفت!

حج آمد و منا رنگ خون گرفت!

حج آمد و منا غمبارانه به خود سرخی رنگ خون گرفت!، باز چند باره ز حاجیان قربانی جنون گرفت! حاجیان در شتاب رمی شیطان بزرگ بودند هنور، شیطان زادگان به شتاب در بستن راه سترگ بودند بسوز! جنایت فاجعه هفت کشته پشته بست ز حاجیان، تا خود قربانی شوند و به قربان نرسند قربانیان! ننگ ابدی باد بر تارک سیاه خادمان خائنی، چه راحت ز ضیوف الرحمان پشته کشته ساختند جنایتی! فتوای خراج می کند جان حاجیان به حراج، چشم بصیرت خواهد عمق فاجعه نه که کلاج! تقدیر حق بود یا بی لیاقتی جوانکان بی بصیر؟، که بر حجاج سلطنت می کردند چو امیر! کدام خادم مهمان خود تشنه و عطشناک زیر دست و پا، زیر نظر دارد و بی خیالانه می نمایدشان نگاه؟ مهمان نوازی عربی تان کجا رفت تا کجا؟، زین همه شیون و ناله که جسم گشتند به زیر پا؟ نکند حاجیان نبودند اینان و مهمانان خدا؟، که چنین هفت جسم به روی هم پشته گشتند فدا فدا! نکند رمی جمرات لازم نیست دگر بر شیطان پرست؟!، پس به دستور چه کسی راه بر حجاج چنین بست؟! یا که قربانگاه جلوتر آمده است بی سنگ بر شیطان بزرگ؟!، که چنین شاهراه بسته می گردد بر مهمانان خدای سترگ؟ بخدا خدا غریب است در مکه هنور، ورنه ز کجاست این همه فاجعه و سوز و سوز و سوز؟! سقوط جرثقیل هم تقدیر الهی بود یا که نه تقصیر طوفانی؟!، که ز سمت مخالف کشته می گیرد ز مقام ابراهیم (ع) به آسانی؟ آتش گرفتن چادران مصریان را چه بود؟، تقدیر یا تقصیر؟ چه خواهید برد بزودی چه سود؟ خون شیعه و سنی به هم در آمیخت بار دگر، وهابی! تو چاره خود ساز! مکن سینه سنی سپر! شرم گر که نداری، اندک خجالتی هم خوب است، ورنه کجا جنایات تان در تاریخ توان رسوب هست؟ والله عرب و سنی مهمان نواز بوده و هستند، کیانند که باده به دست و از می غرور کجروی و افراط مست مستند؟ باشد! شیعه و سنی کنار هم کشته می دهیم، به خاک و خون کشیده شده و پشته پشته می دهیم! ضیوف الرحمان پیش خدایند همگی و سود و سود، لیک بیچاره شمائید که سزای جنایات تان ببینید زود زود! … و سیعلموا الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون … صدق الله العلی العظیم و صدق الرسول (ص) الامین الکریم

علی اکبر نخعی (عان)، مدرس دانشگاه

دیدگاه خود را به ما بگویید.