در محتوای سایت جستجو کنید
و مطالب مورد نظر خود را بیابید!

ترجمه «موضوع» محور (Translation Topic-oriented) کتاب ترجمه «موضوع» محور (Translation Topic-oriented) حاصل مجموعه تلاش های دو ساله نگارنده است که برای پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه فردوسی مشهد دفاع شده و اکنون پس از توصیه های فراوان و موکد پروفسور جناب آقای دکتر نادر جهانگیری برای چاپ در قالب کتاب به ثمر نشسته است. […]

ازدواج عاقلانه، زندگی عاشقانه! هر یک از غرایض انسانی به جای خود و به اندازه متعادل خود نیکوست! احساسات یکی از نعمت های بی بدیل الهی بوده است. احساسات گرچه در جای خود بسیار نیکو و پسندیده است، ولی در زمان های خیلی حساس شایسته تر همان بوده است که کاملاً تحت کنترل بوده و […]

ما از خطه ی خورشید، خورشید زاده ایم! ما ساکنان قدیم سحرگاهانیم، تاریکی را همزاد خود ندانسته ایم! ما از نیمه شب عبور کرده و منتظر طلوع بارانیم! روزی ز عرش اعلی، خورشید را باران خواهیم شد! چونکه ما خورشید باران از ازل رقم خورده ایم! ما تمامی طلوعیم، غروب در اندیشه ی ما بی […]

چاپ کتاب هایتان را به انتشارات نخعی (عان) بسپارید تا در کمترین زمان ممکن و با قیمتی باور نکردنی به زیور چاپ آراسته گردد! انتشارات نخعی (عان) در خدمت تمامی نویسندگان سراسر گیتی است. انتشارات نخعی (عان) ناشر بین المللی آثار بدیع در جهان اسلام تلفن های تماس با مدیر مسئول انتشارات نخعی (عان): ۰۹۱۵۴۱۵۶۴۱۱ […]

بیا که بی چاره ی دهرم بدون ظهور!

بیا که بیچاره ی دهرم بدون ظهور، همه جا جولانگاه ظلمت است بدون نور! ابلیس با تمام قوا آمده است به نبرد، گویا گوی غیرت ها ربوده ز برخی ها سرد! همه چیز گویی اشتراکی گشته است، غفلت ها در لباس هوس ها مسری گشته است! بیا و دست این اندک بگیر، مباد بر اسب هوسرانی گردند اسیر! کم نیستند امیر دلاوران دلیر، به امرت آقا اماده اند، گو بمیر! شیاطین با تمام قوا به بازار آمده اند، نفس تنگ آمده ایم، بهر آزار آمده اند! هزار جلوه گری جولانشان بوده است، حیا و عفت کی به تن شان سوده است؟ حفظ ایمان به مثل گوی آتشین بر کف دست، دشوار گشته است دست به دست کردن و هست! بیا آقا شما هم یک دعا کن!، صف نیکان ز معاندان جدا کن! همینان خوبان بدون اسارت شیطانی، بکش دهنه ی ابلیس بیشتر تا برهانی! اینجا وادی غیرت و عفت ریشه ها دارد، دلاوری و دلیری سیزینه بیشه ها دارد! هجوم لشکریان شیطان فواره ای است، فواره چون بلند شود، بهیقین فنایی است! چند روزه ای عروس گردان شیطانی است، لایق کوچه و بیگانه و خیابانی است! صد حیف گول می خورند دخترکان بازاری، غافلند طعمه گشته اند به هوسرانی! در کدام عشق ناپاکی، خیانت، بی عفتی باشد؟، کشتن عشق پاک سر هر خیابان سنتی باشد؟ وزش هوس می برد چند برگ جدا شده با خود، ز ریشه جدایی، عفت نماند جز نخود! معرفت و بصیرتی نبودشان، گرفتار دامند، از اصالت جدا گشته، اسیر و خامند! صاحب نفسی آقا!، یک دم مسیحایی، کی گوهر فضلت شامل به نگاهی؟ من بلور دلم بشکسه است، آقایی فرما و دهم دگر شفایی! از ظلمت برهانم به فضلت رستگاری! ادامه دارد …

.علی اکبر نخعی )عان(، التماس دعای فرج و عاقبت بخیری )شهادت(!

 

دیدگاه خود را به ما بگویید.